متكلمان امروزي قبول دارند كه كتاب عبارات بههيچروي اثري بديع و خلاق نيست؛ ولي ويژگيهاي لازم يك كتاب درسي خوب، از نوع كتابهاي آموزشي و پرفروش را داراست. بهقدر كافي معتدل و التقاطي است و هيچ گونه برتري چشمگيري ندارد. عبارات استاد تأثير بسيار از پيير آبلار يافته (دوازدهم - 1)، بهويژه از آري و نه، و تلاشهاي آن براي سازمان دادن آموزش الاهيات بسيار شبيه فعاليتهاي سلفش است. ولي روح عمل وي كاملاً متفاوت است و به خاطر اين اختلاف است كه پيير چنان شكست مهيبي خورد، در حالي كه پطروس لومباردي چنان شهرت باورنكردني يافت، و بايد پذيرفت كه چنين شهرتي را بهناروا بهدست آورد. پيير آبلار اهل نقد و جدل بود؛ از آشكار ساختن تناقضات لذت ميبرد، بيآنكه براي حل آنها خود را به زحمت بيفكند؛ او مشكلساز و آشوبگر، حرمتشكن و شرور بود. برعكس، پطروس لومباردي ذاتاً محافظهكار و سازشكار بود؛ او دربرابر مقامات سر اطاعت و احترام فرود ميآورد و مشكلات را با جداكردن آنها از يكديگر و تقريباً بدون نقد حل ميكرد؛ گويي حتي وقتي هم با هم در تناقض بودند، باز درست بودند. پيير آبلار به خاطر مبارزهجويياش، وقتي هم بيگناه بود مظنون به شيطنت يا الحاد ميشد، حال آنكه پطروس لومباردي ميتوانست با همه چيز، حتي خود الحاد هم، كنار بيايد؛ چنانكه غالباً در چنين مواردي پيش ميآيد. مثلاً، آنان هردو، در زمينهٴ كفرآميز انكار ماهيت بشري مسيح شريك بودند. آبلار سه بار تكفير شد (سالهاي 1121، 1141 و 1142)؛ پطروس هم توبيخ شد، ولي خيلي محترمانهتر. آبلار در سال 1121 ناگزير شد رسالهاش را به دست خويش بسوزاند، حال آن كه كتاب
عبارات بهصورت مقدسترين كتاب درسي درآمد!
مزيت اصلي و انكارناپذير كتاب عبارات اين بود كه توضيح منظمي از تمامي الاهيات بهدست ميداد. دانشجو نه تنها اصول را ميآموخت، بلكه در مورد هر اصل يك سلسله مباحثات جدلي به او عرضه ميشد و چارچوب وسيعي براي مراجعه در اختيارش قرار ميگرفت. براي مردمي كه داراي تمايلات جدلي بودند، و چنين كساني در سدههاي ميانه اندك نبودند، كتاب
عبارات همان كيفيت تشويقكننده را داشت كه يك آلبوم تمبر براي تمبرباز امروزي دارد. برخي از نتيجههاي آن خوب بود و اغلبشان زيانبار. كتاب
عبارات براي تأمين معلومات كلامي خوب بود، ولي به خاطر دامن زدن به مباحثات بيپايان، كه طبعاً بيشترشان پوچ و بيمعني بود، بد بود. برخي علماي فرانسيسي جز بدين مجادلات نميانديشيدند و معلوم نيست سرورانشان عيسي مسيح يا قديس فرانسيس، دربارهٴ آنان چه قضاوتي داشتند؟
اين امر، واكنش بودا را در برابر زيادهرويهاي مشابه استادان هندي بهخاطر ميآورد، كه بحثهاي بيپاياني از همين قبيل داشتند: ((آيا جهان قديم است، يا حادث؟ جهان محدود